عینک آفتابی یک پوشش چشمی است که برای حفاظت از آن در مقابل خطرات بخش آبی طیف نور مرئی و ماوراء بنفش طراحی شده است. چشم‌پزشکان استفاده از آن را برای همه افراد در طول روز توصیه می‌کنند. همچنین استفاده از آن بعد از برخی از اعمال چشمی مانند لیزیک، لازک و PRK الزامی می‌باشد.

در گذشته‌های دور اسکیموها برای محافظت از چشم خود در برابر نور شدید آفتاب، یک شکاف باریک روی عینک چوبی ایجاد کرده و از داخل آن به اطراف نگاه می‌کردند (تصویر 1).

شکاف باریک روی عینک چوبی برای مهار نور شدید بازتابی از سطح برف
تصویر 1 شکاف باریک روی عینک چوبی برای مهار نور شدید بازتابی از سطح برف

کاتاراکت چیست؟

کاتاراکت يا آب مروارید به كدر شدن عدسی چشم گفته مى‌شود. وقتی ما به چیزی نگاه می‌کنیم نور از مردمک چشم عبور کرده و توسط عدسی بر روی شبکیه چشم (لایه حساس به نور در پشت چشم) متمرکز می‎شود. عدسى تا سن چهل سالگی (سن شروع پیر چشمی) با تغيير شكل خود مثل دوربين اتوماتيك عمل كرده و توانايى ديدن اجسام دور و نزديك را فراهم می‌نماید. به منظور تمرکز مناسب نور بر روی شبکیه چشم، عدسی باید شفاف و انعطاف پذير باشد.

عدسى عمدتاً از آب و پروتئين ساخته شده است. با افزايش سن و تغيير تركيب عدسى، پروتئين‌ها در بعضى نقاط عدسى تجمع یافته و باعث كدورت عدسى می‌شوند. کدورت عدسی یک پدیده طبیعی و وابسته به سن بوده که بعد از چهل سالگی در تمامی افراد اتفاق می‌افتد. چشم پزشکان وقتی از واژه کاتاراکت استفاده می‌کنند که این کدورت‌ها باعث کاهش بینایی فرد شده باشد. آب مروارید یکی از شایع‌ترین دلایل كاهش دید است. هیچ دارو یا قطره‌ای برای درمان آب مروارید وجود ندارد و تنها راه برطرف كردن آن جراحی می‌باشد. بر اساس برخی مطالعات می‌توان با مصرف ویتامین C، E و افزایش مصرف انواع خاصی از سبزیجات مانند بروکلی و اسفناج از ایجاد و پیشرفت کاتاراکت جلوگیری کرد. در یک مطالعه مصرف اسفناج پخته شده دو بار در هفته، نقش محافظت کننده در برابر ایجاد و پیشرفت کاتاراکت داشته است. ژنتیک نقش مؤثری در ایجاد کاتاراکت دارد. تقریبا نیمی از موارد کاتاراکت ارثی می‌باشند.

علائم کاتاراکت

کاتاراکت وابسته به سن به‌تدریج پدیدار می‎شود. به همین علت در مراحل اولیه ایجاد کاتاراکت ممکن است فرد متوجه آن نشود. کاهش آرام حدت بینایی به خصوص برای رانندگی در شب می‌تواند بسیار خطرناک بوده و باعث تصادفات جاده ای گردد. از همین روی به همه افراد توصیه می‎شود بعد از سن چهل‌سالگی به صورت دوره‌ای و منظم به چشم پزشک مراجعه نمایند. این موضوع به‌خصوص در افرادی که به رانندگی و خلبانی اشتغال دارند اهمیت ویژه‌ای دارد.

بر اساس مطالعات انجام شده در ایران تقریبا ٤/٤ درصد از افراد بالاي ٤٠ سال دچار گلوكوم (Glaucoma) هستند و 90٪ اين افراد از بيمارى خود مطلع نمی‌باشند. گلوكوم هيچ علامت هشدار‌دهنده‌اى ندارد كه بيمار را آگاه كند تا به چشم‌پزشك مراجعه نمايد. بیماری گلوكوم باعث نابینایی می‎شود. حتي اگر بيماران دچار گلوكوم نابينا نباشند ممكن است ديدشان بشدت كم شده باشد.

عصب بینایی

کره چشم، عضو بینایی و محل شروع سیگنال‌های عصب بینایی می‌باشد ولی فرآیند درک و احساس بینایی توسط کورتکس بینایی در ناحیه پس‌سری مغز صورت می‌گیرد. دومین زوج از اعصاب مغزی، عصب بینایی بوده که ارتباط بین کره چشم و کورتکس بینایی مغز را برقرار می‌سازد. به همین دلیل سلامت عصب بینایی جهت ادراک بینایی اهمیت فراوانی دارد و هر گونه آسیبی به آن سبب اختلال غیر‌قابل جبران در بینایی می‌گردد. این عصب از آکسون‌های سلول‌های گانگلیونی شبکیه تشکیل شده که جسم سلولی و دندریت‌های آن درون شبکیه قرار داشته وپس از حرکت در سطحی‌ترین لایه شبکیه و تشکیلRetinal nerve fiber layer ، از کانل اسکلرا در خلف کره چشم خارج شده و عصب بینایی را می‌سازد.

گلوكوم چيست؟

گلوکوم گروهی از اختلالات چشمی می‌باشد که نتیجه نهایی آنها آسیب غیر‌قابل برگشت عصب بینایی می‌باشد. در این بیماری مجموعه‌ای ازعوامل، که مهم‌ترین آنها افزایش فشار داخل‌چشمی می‌باشد، باعث تشدید و تسریع مرگ سلول‌های تشکیل دهنده عصب بینایی می‌گردد. این آسیب با تغییرات بارزی در ظاهر عصب بینایی به‌صورت کاهش بافت عصبی و افزایش مقدار فرورفتگی مرکزی دیسک اپتیک، همراه است. عصب بينايي مسئول مخابره پيام بينايى از شبكيه به مغز است. اين عضو از 1 تا 1.2 میلیون رشته عصبى يا اكسون (شبيه كابل برق) تشكيل شده است. وقتى اين رشته‌هاي عصبي تخريب شوند نقاطي سياه در ميدان بينايي ايجاد مي‌شود كه در آن نقاط ديد وجود ندارد. تا زماني كه حدود بيش از نيمي از رشته‌هاي عصبي از بين نروند اين نقاط تيره قابل تشخيص نيستند. اگر همه رشته‌هاي عصبي از بين بروند نابينايي مطلق بروز مي‌كند.

انحراف چشم یا استرابيسم (Strabismus) به حالتی گفته می‎شود که چشم‌ها در يك راستا نباشند. يك چشم جهت طبيعي دارد ولى چشم ديگر ممكن است به طرف داخل (ازوتروپى)، خارج (اگزوترپى)، پايين (هيپوتروپى) و يا بالا (هيپرتروپى) منحرف شده باشد (تصاویر 1 و 2).

ازوتروپى یا انحراف يكى از چشم‌ها به داخل
تصویر 1 ازوتروپى یا انحراف يكى از چشم‌ها به داخل
اگزوتروپى یا انحراف يكى از چشم‌ها به خارج
تصویر 2 اگزوتروپى یا انحراف يكى از چشم‌ها به خارج

پتوز (Ptosis) به افتادگى پلك گفته مى‌شود. پتوز ممكن است آنقدر خفيف باشد كه به سختى مورد توجه قرار گيرد و يا به حدى شديد باشد كه كل مردمك را بپوشاند. پتوز ممكن است در بچه‌ها يا بالغين رخ دهد و علل متفاوتى دارد. اغلب به دنبال عملکرد ضعیف عضلات بالابرنده پلک (‌عضلات تارسال فوقانی و لواتور یا بالابرنده پلک)، جدا شدگی اتصالات اطراف و یا اختلالات عصب‌رسانی ایجاد می‎شود.

علل پتوز عبارتند از:

1. میوژنیک یا مرتبط با اختلال عضلات: بسیاری از موارد پتوز در این دسته قرار می‌گیرند که به علت استحاله یا عدم تکامل ماهیچه لواتور ایجاد می‎شود. ویژگی‌های آن عبارتند از عملکرد ضعیف ماهیچه لواتور، فقدان یا سطحی بودن چین پلکی و تاخیر پلکی در نگاه کردن به پایین (تصاویر 1 و 2).

فقدان چین پلکی در یک کودک مبتلا به پتوز مادرزادی (میوژنیک)
تصویر 1 فقدان چین پلکی در یک کودک مبتلا به پتوز مادرزادی (میوژنیک)

پیرچشمی (Presbyopia) از دست دادن قدرت تطابق چشم به علت افزایش سن می‌باشد. با ایجاد پیرچشمی دیدن اجسام و تصاویر کوچک از فاصله نزدیک برای افراد دشوار می‎شود. در سنین جوانی عدسی چشم‌ها نرم و انعطاف‌پذیر بوده و شکل خود را به راحتی تغییر می‌دهند تا امکان تمرکز بر روی اشیاء دور یا نزدیک فراهم گردد.

بعد از 40 سالگی، عدسی به تدریج سخت شده و قابلیت تغییر شکل خود را از دست می‌دهد، در نتیجه انجام فعالیت‌های نزدیک از جمله مطالعه مشکل می‎شود. این وضعیت عادی "پیرچشمی" نامیده می‎شود (تصویر 1).

در پیرچشمی در حالی که فرد اجسام دور را واضح می‌بیند قادر به دیدن اجسام نزدیک نیست.
تصویر 1 در پیرچشمی در حالی که فرد اجسام دور را واضح می‌بیند قادر به دیدن اجسام نزدیک نیست.